خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

مقدمهء كتاب 23

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

بود « 1 » . نقشبنديان و عشقيان با يكدگر سخت رقابت داشتند . و خصمىها مىنمودند . و همين شيخ الياس يك بار نامه‌يى نوشت به والى بخارا امير درويش محمد ترخان ، و از عبيد اللّه احرار ( كه امير درويش به دو ارادتى مىنمود ) مذمتها كرد و از جمله نوشت : « دين و ملت را چه سستى آمد كه شيخى كه بيع و شرى و دهقانى و زراعت وى نه بر قانون شريعت راست است ، در باطن شمايان او را اين همه واقع باشد و سخن او را در شمايان اين همه نفاذ بود . . . » « 2 » . از ديگر صوفيان آن عهد نعمت‌اللهيان‌اند ، پيروان طريقهء سيد نعمة اللّه ولى كرمانى ( 831 - 834 ) . رابطهء اينان نيز با نقشبنديان خوش نبود . و در آثارشان از نقشبنديه به نيكى ياد نكرده‌اند . عبد الرزاق كرمانى در رسالهء مناقب شاه نعمة اللّه ولى از سيد امير كلال به زشتى نام برده است و نوشته كه چون شاه نعمة اللّه به سمرقند آمد و مريدان بسيار يافت ، سيد امير كلال نزد امير تيمور ازو سعايت كرد ، و سبب شد كه تيمور او را از سمرقند براند . و نعمة اللّه از آنجا بيرون رفت . ولى پيش از آنكه برود ، به نفرين او سيد امير كلال مرد . « 3 » ! . و نيز صنع اللّه نعمة اللهى در رسالهء مناقب شاه نعمة اللّه آورده است كه چون سيد نعمة اللّه به شيراز رسيد ، در آنجا درويش فخر الدين كه صوفيى نقشبندى بود ، نعمة اللهى شد . و نيز شيخ نقشبنديان شيراز خواجه عبد اللّه امامى اصفهانى « 4 » پس از

--> ( 1 ) - دراويش عشقيه همان شطاريه ( يا : شطار ) اند ، از سلاسل طيفوريه ( رك . طرائق الحقائق 2 / 151 - 152 . و تحقيق استاد همايى در نامهء مينوى / 498 - 509 ) . شيخ الياس عشقى از خلفاى شيخ خداقلى است و نيز نبيرهء او . و شيخ خداقلى جانشين شيخ ابوالحسن عشقى است كه در عهد خواجه بهاء الدين نقشبند مىزيسته است . ( 2 ) - رشحات / 301 - 302 و نيز رك ص 342 ، 346 ، 352 . ( 3 ) - مجموعه در ترجمهء احوال شاه نعمة اللّه ولى ، بتصحيح و مقدمهء ژان اوبن ( تهران 1335 ) / 122 . ( 4 ) - خواجه عبد اللّه امامى اصفهانى از اصحاب خواجه علاء الدين عطار بخارى ( جانشين بهاء الدين نقشبند ) است . و رساله‌يى در طريقهء سلوك نقشبندى نوشته بوده كه بخشى از آن را فخر الدين على كاشفى نقل كرده است ( رك . نفحات / 402 - 403 . رشحات / 95 - 97 ) . قصهء پيوستن خواجه عبد اللّه به نعمةاللهيان ظاهرا نبايد واقعيتى داشته باشد .